تبليغاتX
سلطان
به وبلاگ سلطان خوش آمدید
 

خاتمی: ايران بايد در مورد مسئله هسته ای کمي نرمش به خرج دهد/خيلي جالب است که هر حرفي در هر جاي دنيا به اصلاح طلبان نسبت داده می شود

ارسال کننده: IranNewsAgency on October 13,2008

small font medium font large font
image

سایت خبری ایران:  سيد محمد خاتمي دست يابي به تکنولوژي انرژي هسته اي را بسيار مهم تر از دست يابي به انرژي هسته اي دانست و گفت: به طور حتم انرژي هسته اي جزو اهداف بسيار بلند و متعالي ايران قرار دارد.


به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی سایت خبری ایران(INA)، حجت الاسلام سيد محمد خاتمي در حاشيه همايش بين المللي "دين در دنياي جديد" با حضور در جمع خبرنگاران، گفت: همايش دين در دنياي جديد از دو سال پيش در مرحله برنامه ريزي بوده است و تا کنون دو سمينار در اسلو و تهران برگزار شده است و هيچ ربطي به بحث هاي سياسي ندارد.

وي افزود: اگر بنا بر برنامه گذاري يک برنامه سياسي بود، نيازي به برگزاري چنين همايشي و با اين تعداد مهمانان بين المللي نبود.

رييس موسسه بين المللي گفتگوي فرهنگ ها و تمدن ها ادامه داد: خوشبختانه اين همايش انعکاس بسيار خوبي در سطح بين المللي داشت و به طور حتم در وجه بين المللي کشور نيز تاثير خواهد داشت، اما همانطور که گفتم هيچ برنامه سياسي در پشت اين همايش وجود ندارد و اين برنامه در راستاي بحث گفتگوي تمدن ها برگزار شده است.

وي در پاسخ به سوال خبرنگاري در مورد بحث انرژي هسته اي گفت: در مورد دستيابي کشور به تکنولوژي هسته اي يک عزم ملي وجود دارد ولي چيزي که بسيار مهم است دستيابي به تکنولوژي انرژي هسته اي است که يک قدم از بحث انرژي هسته اي جلوتر است.

خاتمي افزود: ما بايد حق داشتن تکنولوژي هسته اي را براي خود محفوظ بداريم که اين مسئله بسيار مهمتر از بحث داشتن انرژي هسته اي است.

رييس جمهور سابق کشورمان ادامه داد: البته برخي از کشورها نگراني هايي در مورد دستيابي ايران به تسليحات هسته اي از طريق انرژي هسته اي وجود دارد که اين مسئله با مذاکره و ارايه تضمين هاي عيني جهت اطمينان از صلح آميز بودن برنامه هسته اي صلح آميز ايران قابل حل است.

وي افزود: اما برخي از کشورها به بهانه هاي سياسي در صدد فشار بر ايران به منظور جلوگيري از دستيابي به انرژي هسته اي هستند که اين مسئله به هيچ وجه قابل قبول نيست.

خاتمي گفت: البته ايران بايد در مورد اين مسئله کمي نرمش به خرج دهد تا راه دستيابي به يک توافق دو طرفه امکان پذير باشد.

خاتمي ميزان وفاق و اتحاد ملي کشور را در مرود دستيابي به انرژي هسته اي بسيار بالا توصيف کرد و گفت: به طور حتم انرژي هسته اي جزو اهداف بسيار بلند و متعالي کشور قرار دارد.

وي در پاسخ به سئوال خبرنگاری در خصوص اظهارات اخير اکبر گنجي درباره عدم وجود امام زمان (عج)، بيان داشت: اين واقعا خيلي جالب است که هر حرفي در هر جاي دنيا از سوي کساني که قبلا براي خود ادعايي داشته اند به جبهه اصلاح طلبان نسبت داده شود و اصلاح طلبان مسئول هر اظهار نظر ربط و بي ربطي از سوي ديگران باشند.

رييس موسسه بين المللي گفت و گوي تمدن ها تصريح کرد: بزرگ ترين متفکر اصلاح طلب حضرت امام خميني (ره) بود و بسياري از متفکران ديني ما همچون علامه طباطبايي و مطهري در زمره متفکران اصلاح طلب قرار ميگيرند.

خاتمي گفت: اصلاح طلبي واقعي بيان درست و صحيح مفاهيم ديني از جمله بحث انتظار و مهدويت است که من در سخنراني خود به اين مسئله اشاره داشته ام.

وي افزود: اگر وضع به همين منوال باشد در بين خيلي از کساني که ادعاي اصولگرايي مي کردند، از داخل آن حرکت هاي خشونت طلبانه اي بيرون آمده است که هيچ تناسبي با دين و اصول آن ندارد.

رييس موسسه بين المللي گفت و گوي تمدن ها ادامه داد: قبلا نيز بعضي از افراد همين اظهار نظرها را در مورد امام زمان داشته اند و نمونه آن را مي توان در برخي از سوء استفاده هاي فعلي در جامعه از موضوع مهدويت و امام زمان (عج) مشاهده کرد.

خاتمي اضافه کرد:اما هيچ کدام از اين مسائل نبايد باعث شانتاژ خبري به کساني شود که راه و اصول آنان مشخص است.


|+| نوشته شده توسط مهدی وطن خواه در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | موضوع: |
 
۲۲ مهر ۱۳۸۷
سمینار آقای خاتمی و مهمانان متفاوت آن

 

امروز صبح در تهران همایش دین در دنیای جدیدافتتاح شد. مؤسسه­ی گفت­وگوی تمدن­های آقای خاتمی در ژنو با همکاری مرکز همکاری صلح و حقوق بشر نروژ که ریاست آن را آقای بوندویک نخست وزیر سابق نروژ به عهده دارد مدتی است که فعالیت­های مشترک فرهنگی را شروع کرده­اند. معمولا در جلساتی که این دو بنیاد در تهران و اسلو برگزار می­کند شخصیت­های معروف دنیا که مقبولیت بین­المللی دارند محور می­شوند و نظراتشان را در جهت پروسه­ی صلح و دین و حقوق بشر و زنان مطرح می­کنند. این بار میزبان جلسه آقای خاتمی بود. استقبال زیادی از سوی شخصیت­های شناخته شده­ی جهان که در مناصب رسمی نیستند ولی نقش جدی­تری از چهره­های رسمی دارند به عمل آمد. آقایان کوفی عنان دبیر کل قبلی سازمان ملل، پرودی رئیس سابق اتحادیه اروپا، خانم رابینسون رئیس جمهور سابق ایرلند و رئیس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و رئیس جمهور قبلی پرتغال که مسئول پروژه­ی گفت­وگو و ائتلاف تمدن­ها در دنیاست و آقای خاتمی سخنرانان جلسه­ی افتتاحیه ی امروز بودند. اینجا سخنرانی آنان و اینجا سخنرانی آقای خاتمی را می توانید ببینید در ردیف اول جلسه آقای ژوسپن نخست وزیر سابق فرانسه، روسای جمهور پیشین سوئیس، سریلانکا و نخست وزیران سابق سودان و بوسنی نشسته بودند. در میان چهره­های داخلی هم به طور مشخص اعضای دفتر امام و معاون دفتر مقام رهبری و چهره­های فراوان سیاسی و علمی قابل توجه بود. خبرنگاران خیلی از رسانه­های دنیا هم بودند. حتماً مطالب سخنرانان که بیشتر در مورد نوع استفاده از دین در دنیای جدید بود در اینترنت منتشر می­شود؛ اما برای رسانه­های دنیا بیشتر از اصل سمینار حضور وسیع این همه چهره­ی سرشناس بین­المللی در شرایط فعلی در ایران مهم تلقی می­شد. رسانه­ی ملی امروز ظهر در پایان خبرش ۲۰ ثانیه­ای به این خبر اختصاص داد و فقط اسم آقای کوفی عنان را برد و از آقای خاتمی به عنوان میزبان هم نامی نبرد. حق هم دارند البته. می­توان آنان را درک کرد که چرا از این سمینار در این شرایط این گونه خبر ارائه می­کنند. اگر می­شد مشکلاتی که این روزها برای این سمینار آبرومند که یادآور مجدد کرامت مردم ایران در نزد رهبران جهان است اشاره کرد، می­شد فهمید که "بعضی­ها" چه کردند که این جلسه برگزار نشود و یا این افراد شرکت نکنند. این مجموعه و سخنان آرام آنان یادآور دورانی بود که دنیا و رهبران آن­ها برای ایران احترام و کرامت فراوانی قائل بودند. آقایان صادق خرازی و البرزی دو تن از دیپلمات­های سابق ایران در برگزاری این سمینار خیلی تلاش کردند.

 

|+| نوشته شده توسط مهدی وطن خواه در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | موضوع: |
 

با سلام خدمت همه ی رفقا                                                                           از امروز این وبلاگ فقط مربوط به طرفداران سید اصلاح طلب یعنی سید محمد خاتمی می باشد لطفا نظرات خود را در مورد ایشان بنویسید

|+| نوشته شده توسط مهدی وطن خواه در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | موضوع: |
 

پرسش هایی پیرامون شهداي عاشورا

 

در روز عاشورا چند نفر شهيد شدند؟

مجموع اصحابى كه در روز عاشورا شهيد شدند 87 نفر بود. البته به اضافه يك زن و 18 نفر از فرزندان و برادر زادگان امام حسين (ع) كه جمعاً 108 نفر مى‏شوند. اما برخى ديگر از مورخان تعداد بيشترى را بر شمرده‏اند. در هر صورت تعداد دقيق روشن نيست ومورد اختلاف است.

براى آگاهى بيشتر ر. ك: منتهى الآمال، نفس المهموم و فرسان الهيجاء.

 

شهداى كربلا چند روز در صحراى كربلا روى زمين بودند؟

بنا بر آنچه در آثار تاريخى آمده است، روز 12 محرم ابدان شريفه به خاك سپرده شده‏اند. بنابراين سه روز بدن‏هاى مطهر شهدا روى زمين مانده بود.

 

قاتلان شهداى كربلا را نام ببريد؟

اسامى قاتلان شهداى كربلا از آل ابى طالب به اين ترتيب است: 1- امام حسين (ع): شمربن ذى‏الجوشن، سنان بن انس نخعى، حصين بن تميم، خولى بن يزيد و زرعه بن شريك.

2- على اكبر (ع) پسر امام حسين (ع): مرة بن منقذ و هميارانش.

3- عبدالله بن حسين پسر شيرخوار امام حسين كه معروف به على اصغر است: حرملة بن كاهل اسدى.

4-عبدالله بن على پسر امير المؤمنين (ع): هانى بن ثبيت حضرمى.

5-ابوالفضل العباس بن اميرالمؤمنين: يزيد بن رقاد و حكيم بن طفيل.

6- جعفربن اميرالمؤمنين (ع): هانى بن ثبيت حضرمى.

7- عثمان بن اميرالمؤمنين (ع): خولى بن يزيد و ابانى دارى.

8- محمدبن اميرالمؤمنين (ع): ابانى دارى.

9- ابوبكر بن حسن بن على (ع): عبداله بن عقبه غنوى.

10- عبد الله بن حسن بن على (عِ: حرملة بن كاهل اسدى.

11- قاسم بن حسن بن على (ع): عمربن سعد بن نفيل ازدى.

12- عون بن عبدالله بن جعفر طيار: عبدالله بن قطبه بهانى.

13- محمدبن عبدالله جعفرطيار: عامربن نهشل تميمى.

14-جعفربن عقيل بن ابى طالب: بشر همدانى.

15- عبدالرحمن بن عقيل بن ابى طالب: عثمان بن خالد جهنى.

16- عبدالله بن مسلم بن عقيل بن ابى طالب: عامربن صعصعه.

17- ابوعبيدالله بن مسلم بن عقيل بن ابى طالب: عمروبن صبيح صيدادى.

18- محمدبن ابى سعيد بن عقيل بن ابى طالب: لقيط بن ناشر جهنى.

اين تعداد از شهداى كربلا از خاندان ابى طالب هستند و از آن‏جا كه آل ابى طالب و آل على مقام ولايى در بين مسلمانان داشتند اسامى قاتلان شهداى كربلا از اين خاندان در تاريخ ضبط شده است ولى بيشتر شهداى كربلا قاتلانشان ضبط نشده است.

19- سليمان، آزاد شده امام حسين (ع): سليمان بن عوف حضرمى.

20- مسلم بن عوسجه اسدى: عبدالله ضبابى، عبدالله بن خشكاره و مسلم بن عبدالله ضبابى.

21- زهير بن قين: كثير بن عبدالله و مهاجربن اوس تميمى.

22- حبيب بن مظاهر اسدى: حصين بن نمير، بديل بن صريم و يك مرد تميمى.

23- حربن يزيد رياحى: ايوب بن مسرح و همدستانش.

24- بريربن خضير همدانى: بحيربن اوس ضبى.

25- همسر وهب بن عبدالله بن حباب كلبى: غلام شمربن ذى الجوشن.

26- عميربن عبدالله مذحجى: مسلم ضبابى و عبدالله بجلى.

27- هلال بن نافع: شمر بن ذى الجوشن.

28- ابوعمرو نهشلى: عامربن نهشل ثعلبى،(1)

پى‏نوشت‏

1-بحارالانوار، ج 45، ص 65 تا ص 73. در اين صفحات زيارت ناحيه مقدسه آمده است و بيشتر شهداى كربلا در اين زيارت نام برده شده است. و از ص 1 تا ص 64 شهداى ديگرى نيز ذكر شده و برخى از قاتلان هم آمده است. و در همين جلد 45 ماجراى مختار و انتقام از قاتلان شهداى كربلا هم آمده است. 

|+| نوشته شده توسط مهدی وطن خواه در یکشنبه ۳۱ شهریور 1387 | موضوع: پیرامون شهداي عاشورا | 40 نظر
|+| نوشته شده توسط مهدی وطن خواه در دوشنبه یکم مهر 1387 | موضوع: |
 امام زمان

 

مقدمه:
بر اساسِ آنچه در منابعِ دين ذكر شده، اعتقاد راسخ شيعه بر آن است كه تمام بركات هستي و ادامة حيات عالَم و آدم و ساير موجودات در سايه وجود مقدّس و با بركت ولي و خليفة خدا بر روي زمين مي باشد و اگر آن وجود گرامي نباشد تمام هستي نابود گشته و از بين خواهد رفت.«لَوبَقَيتِ الاَرضُ بغيرِ امامٍ لَساخَت» «اگر امام بر روي زمين نباشد، اهلش را فرو خواهد برد.» «امام صادق(ع)»[1]. و مصداق ولي خدا در زمان ما حضرت ولي الله الاعظم، حجة بن الحسن المهدي (عج) مي باشد، كسي

 كه ذخيرة پروردگار براي اقامة حكومت حقّ در عالم است. «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ لَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ

نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»[2] «و اراده كرده‎ايم بر مستعضعفين زمين منّت نهاده و آنها را امام بر روي زمين و وارث گذشتگان بگردانيم».

 به بركتِ وجودِ ايشان رزق نازل گرديده و فيضِ مادي و معنوي خداوند بر بشر جاري است و تنها و با تَمسّك و تَوسل به آن بزرگوار است كه وصول به درجات بالاي كمال و قرب حضرت حق(جل و اعلي) ميّسر مي گردد.[3] امام صادق (ع) فرمودند: «اوصياء پيغمبر درهاي توجه مردم به سوي خداوند مي باشند .»[4]

در زمان غيبت كبري، اگر چه آن وجود مقدّس به ظاهر در ميان مردم نيستند امّا طبق فرمايش پيامبر اكرم(ص) مردم همچون خورشيد پشت ابر از وجودشان بهره‎مند مي گردد.[5]و خود آن بزرگوار نيز در توقيع به شيخ مفيد (ره) فرمودند: «انّا غير مهملين لمراعاتكم ولا ناسين لذكرِكُم...» «ما هرگز شمارا به حال خود وا نمي‎گذاريم و فراموشتان نمي‎كنيم و اگر اينچنين نبود بلا‎ها بر شما نازل مي گشت و دشمنان بر شما مسلط مي‎شدند.»[6]

از همين رو شيعيان و ارادتمندان آن حضرت و به خصوص عالمان دين ـ كه به فرمودة آن حضرت نائب ايشان در ميان مردم هستند ـ[7] پيوسته در مشكلات خويش متوسّل به وجود مقدّس آن حضرت شده و هر لحظه خود را در محضر آن حضرت حاضر مي دانند و مورد توجّه و عنايات خاصّ آن وجود مقدّس قرار داشته اند . شبستانهاي مسا جد سهله، كوفه و جمكران با صداي ناله‎هاي اين عاشقان اُنس گرفته و حكاياتي از ارتباط نزديك عشّاق با معشوق خويش دارد.

سؤالي كه در اين ميان مطرح است اينكه، آيا ملاقات با آن وجودِ نازنين در زمان غيبت كبري ميسّر است، در حالي كه در توقيع مبارك حضرت به «علي بن محمد سمري» نائب چهارم از نوّاب اربعه آمده است: «وسيأتي لشيعتي من يدّعي المشاهدة قبلَ خروج السفياني و الصيحة فهو كذّابٌ مفتر»[8] «قبل از خروج سفياني و صيحة آسماني برخي از شيعيان ادعاي مشاهدة امامشان را دارند و آنها دروغگويند.»

در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه: اولاً: با توجّه به اتمام نيابت خاصّه، مراد از ادعاي مشاهده، همراه با ادعاي نيابت است و اينكه هر وقت بخواهد مي تواند امام را زيارت كند و چنين شخصي كذّاب است. ثانياً: مراد كساني هستند كه ادعا دارند حضرت را ديده و شناخته اند بدون اينكه حضرت ، خود را معرّفي نمايد. ثالثاً: بهترين دليل برامكان چيزي وقوع آن است و در حالي كه بسياري از بزرگان كه در وثاقت آنها شك نيست به محضرشان شرفياب شده‎اند، پس راه ملاقات با حضرت مفتوح است. علاوه بر اينكه يك جهت اين بيان مبارك براي اين است كه راه سؤاستفاده براي افراد فرصت طلب مسدود شود و ادعاي هر كسي به راحتي پذيرفته نشود.[9]

در هر حال راه ارتباط با ولي‎عصر (عج) ـ بر فرض كه راه ملاقات هم بسته باشد ـ به هيچ وجه مسدود نيست و با توجه به اشراف حضرت به اعمال شيعيان[10] و عنايت به آنها، مي توان براي محكم تر نمودن اين ارتباط در جهت رضايت آن وجود مقدّس تلاش نمود.

ارتباط با امام زمان در كلام بزرگان :


حضرت امام خميني (ره): «همان طوري كه رسول اكرم(ص) به حسب واقع حاكم بر جميع موجودات است، حضرت مهدي همان طور حاكم بر جميع موجودات است، آن خاتم رسل است و اين خاتم ولايت...»[11].

«ببينيد كه تحت مراقبت هستيد، نامة اعمال ما مي رود پيش امام زمان ـ سلام الله عليه ـ هفته‎اي دو دفعه (به حسب روايت ) نكند كه خداي نخواسته از من و شما و ساير دوستان امام زمان ـ سلام الله عليه ـ يك وقت چيزي صادر بشود كه موجب افسردگي امام زمان ـ سلام الله‎عليه ـ باشد.»[12]

«رهبر همة شما و همة ما وجود مبارك بقية الله است و بايد ماها و شماها طوري رفتار كنيم كه رضايت آن بزرگوار را كه رضايت خداست بدست آوريم.»[13]

«خداوند... ما را موفّق كند كه به لقاي جمال مبارك امام زمان ـ سلام الله عليه ـ موفق بشويم.»[14]

« بحمدالله اين كشور الآن در تحت عنايت حق تعالي و در تحت حمايت ولي عصرسلام الله عليه به مقامي رسيده كه مي تواند راه خودش را طي كند.»[15]

حضرت آيت الله العظمي بهجت(حفظه الله):

«كجا رفتند كساني كه با صاحب الزمان ارتباط داشتند؟ ما خود را بيچاره كرده‎ايم كه قطع ارتباط نموده‎ايم و گويا هيچ نداريم. آيا آن ها از ما فقيرتر بودند؟ اگر بفرمائيد به آن حضرت دسترسي نداريم؟ جواب شما اين است كه چرا به انجام واجبات و ترك محرّمات ملتزم نيستيد، و او به همين از ما راضي است زيرا «أورع النّاس مَن تورَّعَ عن المحرّمات»پرهيزگارترين مردم كسي است كه از كارهاي حرام بپرهيزد. ترك واجبات و ارتكاب محرّمات، حجاب و نقاب ديدار ما از آن حضرت است.»[16]

سيرة عملي بزرگان در ارتباط و انس با امام زمان (عج):


علّامه سيد مهدي بحرالعلوم(ره): اين بزرگوار يكي از مشتاقان و ارادتمندان حقيقي حضرت ولي عصر(ع) بوده‎اند، كه پيوسته متوسّل به آن حضرت مي شدند. ايشان در زمان تحصيل با ميرزاي قمي (ره) همدرس بودند و مرحوم ميرزا مي گويد: چون استعدادش زياد نبود من غالباً درسهارا براي ايشان تقرير مي كردم. بعد از اينكه من به ايران آمدم و چندسالي گذشت بار ديگر به زيارت عتبات عاليات موفّق شدم. در اين زمان سيد بحرالعلوم اشتهار علمي زيادي پيدا كرده بود و وقتي با ايشان ملاقات كردم، ايشان را درياي موّاجي از علم ديدم. وقتي سّر قضيه را از ايشان جويا شدم، در خلوت اينگونه برايم تعريف كردند: «شبي به مسجد كوفه رفته بودم،ديدم آقايم حضرت ولي عصر (ع) مشغول عبادت است ايستادم و سلام كردم. جوابم را مرحمت فرمودند و دستور دادند پيش بروم. من كمي جلو رفتم ولي ادب كردم و جلو تر نرفتم. فرمودند: جلوتر بيا، پس چند قدمي جلوتر رفتم باز هم فرمودند: جلوتر بيا. ومن نزديك شدم تا آنكه او آغوش مهر گشود و مرا در بغل گرفت و به سينة مباركش چسبانيد. در آن هنگام آنچه را خداوند متعال مي خواست كه به قلب و سينة من سرازير شود، سرازير شد.»[17]

البته در موارد ديگري نيز عنايات حضرت (ع) شامل حال ايشان گرديده و موفق به زيارت حضرت شده‎اند، كه ما به ذكر همين مورد اكتفاء مي كنيم.[18]

شيخ صدوق(ره):

شيخ طوسي و ديگران روايت كرده‎اند كه: علي بن بابويه (ره) كه پدر شيخ صدوق (ره) و از علماء بود، عريضه اي خدمت حضرت ولي عصر (عج) نوشت و در آن از حضرت خواهش كرده بود كه دعا كنند خداوند فرزندي به ايشان عطا نمايد. و اين عريضه را توسط حسين بن روح (ره) ـ نائب خاص حضرت ـ خدمت آن وجود مقدس فرستاد. جواب آن را حضرت اينگونه مرقوم فرمودند: «براي تو دعا كرديم و خداوند به زودي دو فرزند نيكو كرامت فرمايد». خداوند دو فرزند به نامهاي «محمّد و حسين» به ايشان عنايت كرد كه«محمّد» معروف به شيخ صدوق و صاحب كتابهاي بسياري از جمله «من لا يحضره الفقيه» است. و «حسين» نيز بسياري از فضلاء و محدثين از نسل ايشان بوجود آمده‎اند. و شيخ صدوق پيوسته افتخار مي كرد كه من به دعاي حضرت مهدي (ع) متولد شده‎ام.[19]

مرحوم مقدس اردبيلي(ره):

 سيد مير علّام تفرشي از شاگردان ايشان مي گويد: شبي در تاريكي استادم را ديدم كه به سمت حرم اميرمؤمنان (ع) آمدند در به روي ايشان باز شد، داخل رفتند و صداي مكالمه‎اي را مي شنيدم. بعد دوباره در باز شد بيرون آمدند و به سمت مسجد كوفه رفتند. من نيز ايشان را دنبال كردم.در آنجا نيز وارد محراب اميرالمومنين(ع) شدند و من صداي مكالمة مبهمي را شنيدم. در برگشت به سمت نجف ايشان متوجه من شدند. من ايشان را به اميرمؤمنان(ع) قسم دادم كه قضية امشب چه بود. ايشان بعد از اينكه از من قول گرفت: اين قضيه را تا آخر عمرشان براي كسي نگويم، فرمودند: بعضي مسائل مشكل برايم پيش آمده بود كه در حّل آنها متحيّر بودم. از اين رو متوسّل به امير مؤمنان شدم، ايشان مرا به فرزندشان حضرت مهدي (ع) كه امام زمان ماست ارجاع دادند و فرمودند: ايشان در مسجد كوفه‎اند. به آنجا آمدم سؤالهارا جواب گرفتم و اكنون به نجف بر مي گردم.[20]

آية الله ميرزاي شيرازي (ره):

در زماني كه استعمار انگليس امتياز انحصاري كشت و فروش توتون و تنباكو را در ايران بدست گرفت و قصد نفوذ و استعمار كشور را داشت، علماء در صدد مقابله بر آمدند. آية الله سيد محمد فشاركي نزد استادشان ميرزاي شيرازي بزرگ آمده و طي صحبت صريحي از ايشان مي خواهند، بر عليه استعمار انگليس قيام كرده و موضع شديدي اتّخاذ نمايد. حضرت آية الله العظمي ميرزاي شيرازي نظري به ايشان افكنده مي فرمايد: «مدّتهاست كه در فكر آن بودم ودر اين مدّت، جهات مختلف اين فتوي را بررسي كردم تا اينكه ديروز به نتيجة نهائي رسيدم و امروز به سرداب مقدّس رفتم تا از مولايم امام زمان (ع) اجازة حكم بگيرم و آقا نيز اجازه فرمودند و قبل از آمدن شما حكم را نوشتم». و اينگونه بود كه ايشان حكم الهي خود را به اين مضمون صادر كردند.«اليوم استعمال توتون و تنباكو بأيّ نحوكان، در حكم محاربة با امام زمان ـ سلام الله عليه ـ است.»وطومار استعمار را در كشور ايران با عنايت حضرت ولي عصر (عج) در آن زمان در هم پيچيدند.[21]

آية الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني(ره):

 آية الله بهجت (حفظه الله) فرمودند: «آقا سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) براي يكي از علماء سنّي مجلس فاتحه اقامه كرد. شخصي به ايشان اعتراض مي‎كند كه چرا از سهم امام (ع) اينگونه مجالس را برگذار مي كنيد. ايشان به شخص معترض ورقة سبزي را نشان داده بود كه بنابر نقل، به خطّ و امضاي حضرت غايب ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) بود و ايشان هم يقين كرده بود كه ورقه از جانب حضرت است كه به مرحوم سيد اجازه داده بود كه: «سهم امام را در آنچه موجب اعتلاي مذهب حق است صرف نمايد.»[22]

حضرت آية الله العظمي مرعشي نجفي (ره):

بنابر آنچه در زندگينامة معظّم‎له ذكر شده، ايشان سه مرتبه موفق به تشرّف به خدمت حضرت شدند، كه ما در اينجا يك مورد را به طور اختصار ذكر مي كنيم: «در ايّام تحصيل علوم ديني و فقه اهل بيت (ع) در نجف اشرف شوق زياد جهت ديدار جمال مولايمان بقية‎الله الاعظم (عج) داشتم. با خود عهد كردم كه چهل شب چهار‎شنبه پياده به مسجد سهله بروم؛ به اين نيّت كه جمال آقا صاحب الامر (عليه السلام) را زيارت و به اين فوز بزرگ نائل شوم. تا 35 يا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً اين شب، رفتنم از نجف به تأخير افتاد و هوا ابري و باراني بود. نزديك مسجد سهله خندقي بود. هنگامي كه به آنجا رسيدم بر اثر تاريكي شب وحشت و ترس وجودِ مرا فرا گرفت... ناگهان صداي پائي از دنبال سر شنيدم كه بيشتر ترسيدم. برگشتم به عقب، سيّد عربي را با لباس اهل باديه ديدم. نزديك آمد و با صداي فصيح گفت: «اي سيد، سلام عليكم» ترس و وحشت به كلي از وجودم رفت و تعجب آور بود كه در اين تاريكي ايشان چگونه متوجّه سيادت من شد. به هر حال سخن گفته و مي رفتيم. از من سؤال كرد: قصد كجا داري؟گفتم مسجد سهله. گفت: به چه جهت؟ گفتم: به قصد تشّرف زيارت ولي عصر (ع) مقداري كه رفتيم به مسجد زيدبن صوحان رسيديم، داخل شده و نماز خوانديم و بعد از دعائي كه سيّد خواند كه كأن ديوار و سنگها با او دعا مي خواندند انقلاب عجيبي در خودم احساس كردم كه از وصف آن عاجزم. بعد سيّد فرمود: تو گرسنه‎اي و سه قرص نان و سه خيار سبز تازه در سفره داشت كه باهم خورديم و من به اين معني منتقل نشدم كه در وسط زمستان خيار تازه از كجا آمده سپس داخل مسجد سهله شده ايشان اعمال مقامات را انجام دادند ومن هم تبعيت كردم و نماز مغرب و عشاء را هم به ايشان اقتدا نمودم... بعد به ايشان گفتم: چاي و قهوه و يا دخانيات ميل داريد؟ فرمودند: اينها از فضول زندگي است و ما از اين فضولات دوريم»... بعد صحبتهائي بين آن بزرگوار و آقاي مرعشي رّد و بدل مي شود و آقا سفارشاتي به ايشان مي كنند از جمله تأكيد بر خواندن زيارت عاشوراء و قرائت قرآن. سپس آقاي مرعشي به جهت حاجتي از مسجد بيرون رفته و به ذهنشان خطور ميكند كه اين بزرگوار كيستند؟ برمي گردد و ديگر آقارا نمي بيند و يقين مي كند كه حجةبن‎الحسن المهدي (ع) بوده‎اند.»[23]

يكي ديگر از تشرفات ايشان در سامرّاء[24] در سرداب مقدّس بعد از اينكه چند شب در آنجا بيتوته كرده و به حضرت متوسل مي شوند، رخ مي دهد و تشرف ديگر در مسير رفتن به امامزاده سيد محمد (ع) حاصل مي گردد.[25]

حضرت آية الله قاضي(ره):

 آقا سيّد هاشم حدّاد فرموده اند: «حضرت آقا ]آية الله قاضي[ خيلي در گفتارشان و در قيام و قعودشان و به طور كلي در مواقع تغيير از حالتي به حالت ديگر خصوص كلمة «يا صاحب الزمان» را بر زبان جاري مي‎كردند. يك روز يك نفر از ايشان پرسيد: آيا شما خدمت حضرت وليّ عصر ارواحنافداه مشرّف شده‎ايد؟ فرمودند: كور است هر چشمي كه صبح از خواب بيدار شود ودر اوّلين نظر نگاهش به امام زمان (عج)نيفتد.»[26]

دأب و عادت ايشان در تربيت شاگردان بر اين بوده كه در ابتدا احاديث مربوط به غيبت و ظهور ولي عصر (عج) را براي آنها تدريس مي‎فرمودند.[27]

مرحوم علامه طباطبائي نقل كرده‎اند كه:

«مرحوم قاضي مي‎فرمود، در روايت است وقتي حضرت قائم ظهور مي‎كند و ياران ايشان گِرد او جمع مي شوند حضرت به آنها مطلبي مي گويد كه همه گرد عالم متفرّق مي شوند و چون داراي طّي‎الارض هستند همه جا را تفحص كرده، درمي يابند كه غير از ايشان كسي داراي ولايت مطلقة الهيه نيست، به مكه بر مي گردند و با ايشان بيعت ميكنند. آنگاه ايشان فرمودند: آن كلمه اي راكه حضرت به ياران خويش مي گويد و متفرق مي شوند من مي‎دانم كه چيست.» و اين سخن بلندي است كه مرحوم قاضي (ره) فرمودند.[28]

توسّل به حضرت مهدي (عج)جهت شهرية طلاب:

بارها پيش آمده، كه وجوهات به جهت شهريةطلاب به دست مراجع نرسيده وآن بزرگواران و يا نمايندة آنها با توسّل به محضر ولي عصر (ع) به طور معجزه آسا، پول مورد نياز را دريافت كرده‎اند. از جمله اينكه موقعي چند ماه شهرية طلاب نمي‎رسد و پولي در اختيار حاج شيخ عبدالكريم حائري (ره) نبوده و متوسّل به ولي عصر (عج) مي شوند بعد از ظهري، آقاي گلپايگاني در خواب مي شنوند كه منادي ندا مي كند: به آشيخ عبدالكريم‎بگويند كه از گريه‎هاي امام زمان (ع) وجوه متوجه قم شد. بعد كه به حاج شيخ ميگويند، ايشان مي فرمايد: يك نفر آمده و تقبّل كرده هرماه شهرية طلاب را بدهد.[29] در قضية ديگر حضرت آية الله گلپايگاني فرموده بودند: در زمان حاج شيخ عبدالكريم ، طلبه‎ها از مقسّم شهرية ايشان آشيخ محمّد تقي بافقي درخواست عباي زمستاني مي كنند. او با حاج شيخ در ميان مي گذارد، حاج شيخ مي فرمايد: از كجا بياورم. بالاخره آقاي بافقي مي گويد من به جمكران مي روم و از امام زمان مي‎گيرم. شب جمعه‎اي به جمكران رفته متوسّل به حضرت مي‎شوند و فردا خدمت حاج شيخ آمده مي‎گويد: آقا وعده دادند چهارصد عبا به تعداد طلاب مرحمت نمايند. و روز شنبه يكي از تجاّر چهار‎صد عبا مي‎آورد و بين طلاب تقسيم مي‎گردد.[30]

حضرت آية الله العظمي بهاءالديني (ره):

 حجةالاسلام حيدري كاشاني در كتاب سيري در آفاق اينگونه نقل كرده‎اند: «آنچه خود از دو لب مبارك حضرت آية الله بهاءالديني(ره) شنيدم، اين بود كه فرمودند: ‌مدّت شصت سال بود كه ما آرزوي زيارت حضرت را داشتيم يك روز در حال نقاهت و كسالت در اين اطاق خوابيده بودم يك مرتبه آقا از در اطاق ديگر وارد شد.سلام محكمي به من كرد آن‎چنان سلامي كه در مدت شصت سال كسي چنين سلامي به ما نكرده بود . و آن قدر گيج شديم كه نفهميديم جواب سلام را داديم يا نه. آقا تبسّمي كرد و احوالپرسي و از آن در خارج شد.»[31]

يكي ديگر از شاگردان ايشان مي گويد: «مدّتي بود آقا در قنوت نماز‎ها تغيير رويه داده و به جاي دعاهاي مرسوم، دعاي فرج حضرت ولي عصر (عج) «اللّهم كن لوليّك الحجة بن الحسن(ع)...» را مي خواندند . وقتي در فرصت مناسبي علت را از ايشان جويا شديم، فرمودند: «‌حضرت پيغام دادند در قنوت به‎من دعا كنيد.»[32]

اين بود چند نمونه از ارتباط سربازان حضرت ولي عصر (عج) با مولاي خويش و توجه و عنايت آن وجود مقدّس به عاشقان حقيقي خود، به اميد اينكه ما نيز مورد عنايات و توجهات خاص آن حضرت قرار بگيريم ان شاء الله.

|+| نوشته شده توسط مهدی وطن خواه در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 | موضوع: |
 
 
بالا